تبليغاتX
ویکتوریا

ویکتوریا

 

 

 

Ø ساعت Ø

 

 

 

 

Ø نويسنده Ø

 

 

نسرین

 

 

Ø جستجو Ø

 

 

 
جستجوی فارسی در گوگل


 

جستجو در وبلاگ


 

 

Ø آمار وبلاگ Ø

 

 


تعداد بازدیدها:



 

 

Ø لوگوی دوستان Ø

 

 

قالب ساز

لوگوی شما

لوگوی شما


  لوگوی من

 

 

بازگشت مجدد

موضوع:

 

 

سلام سلام سلام .....

حدود یک سال و شش ماهه که پست نذاشتم..... برگشتم



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در چهارشنبه 1388/06/11

|

  

انواع سبزه عید

موضوع:

 

 

انگار امسال همه چیزش غیر عادی بود ... حتی سبزه ها ... می گی نه نگاه کن

  



 

ادامه مطلب...

نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در جمعه 1387/01/16

|

  

تعطیلات نوروزی

موضوع:

 

 

 

همه ی اون روزایی که کلی انتظار اومدنشو می کشیدیم تموم شد ... خیلی زود ... ...

 چقدر هم که بی مزه گذشت ... یه چیزی تو مایه های روزای جمعه ... که با وجود کلی برنامه های ازپیش طراحی شده آدم سر در گمه ... آخرش هم هیچی دیگه ... اصلا دوست نداشتم تعطیلات نوروز رو اینجوری بگذرونم ...

 



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در دوشنبه 1387/01/12

|

  

شاعر معاصر

موضوع:

 

 

 

ای بابا یه مدت چسبیدم به امورات زندگیم و این ورا نیومدم ...  ولی ... امان از دوست ناباب ... اینقدر گیر دادن که بی خیال شدم و مجددا آفتابی شدم ... عجب ...

 امتحانات که قربونشون برم یکی پس از دیگری سوسک شدن ... بعدش هم نمرات بسیار جذاب و ... آخرش چی ؟؟؟؟؟  نخودچی ....

دوباره زندگی حالت نرمال خودشو پیدا کرد ...حالا بماند که در طول امتحانات هم چندان تفاوتی نمی کرد ...

امتحانات که تموم شدن خوشحال شدیم ... بعدش اعلام نمرات که تموم شد شاد شدیم ... اما دیگه فکرشو نمی کردیم دبیر شیمی لطف کنن  یکی - دو جلسه اول ترم دوم که درسشونو دادن امتحان بگیرن ... ما هم که تعطیییییییییییییییل... نظرتون چیه؟؟؟

به جاش دبیر نسبتا محترم حسابان جناب آقای ---- روش تدریسشونو واسه ترم دوم تغییر دادند و شیوه ی تدریس مهد کودک یعنی آموزش مطالب به همراه شعر را در پیش گرفتند و این واسه هر چه جذاب تر کردن کلاس حسابان بسیار ضروری است ( شک نکنید ...) نمونه اش این است ... بخوانید و لذت ببرید ...  :

  هنگام تدریس هم ارزی برنولی :

                     دشمن توان و رادیکال کیه ؟؟؟                       برنولیه برنولیه

حال کردین نه؟؟؟ خوب سرودن این اشعار از هر کسی بر نمیاد که ... آخه سبک خاصی داره ...

 می گم پیشنهادتون واسه شفای این گونه انسان ها چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

    



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/11

|

  

موضوع:

 

 

 

 

امروز اینقدر خبر غیر منتظره شنیدم که خیلی عجیبه تا الآن کپ نکردم ... مهم ترینش بیماری دبیر فیزیکمون بود حدودا 27-28 سالشه ... اصلا رفتارمون باهاش جالب نبود ... خودم شخصا توی تک تک لحظات جکش می کردم ... سوژه شده بود دیگه ... اما از ظهر که فرناز – دوستم – زنگ زد و این خبر رو بهم داد حالم گرفته ... میگفت تومور داشته ... این هفته هم زیاد فشار روش بوده و حالش خیلی بد شده ... فعلا هم دبیر فیزیک نداریم و ... کف کردم ... مخصوصا که این هفته خیلی خفن فیلمش کرده بودیم ... اصلا انگار خوشمون می اومد بندازیمش تو کانال ...   

     نکته اخلاقی : عذاب وجدان هم بد چیزیه                  



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/24

|

  

اول مهر

موضوع:

 

 

امروز مثلا اول مهر بود ... روزی که به قول از ما بهترون واسه ی دانش آموزان بهاره (اونم چه بهاری ) ... واسه من یکی که شخصا خیلی بهار بود ... فکرشا کن ... روز اول با چشمای خواب آلود ۴ ساعت دین و زندگی داشته باشی ... حالا اگه مثل همیشه بود تازه خوشحال هم می شدیم که وقت واسه خوابیدن داریم ... اونم ۴ ساعت ... اما افسوس که خیالی باطل بود ... یه دبیر دور از جون شما سگ انداختن به جونمون ... همین روز اولی دعوامون شد ... ۲۴ ساعت روی من بیچاره زوم بود ... ای خدا آخه این آخر عمری وقت نزول بلاست ؟؟؟؟؟؟ ... به خدا زنگ که خورد رفتم یه مسکن خوردم ...وای............ آره روزه نبودم ... حرفی هست؟؟؟ ... اصل قضیه رو بچسب ... من چه جوری اینو تا آخر سال تحمل کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آهان راستی یادم رفت بگم ... کادر جدید مدرسه اعم از مدیر و معاونین و.... تماشایی ترند



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در یکشنبه 1386/07/01

|

  

بازم درس و مشق

موضوع:

 

 

می بینم که دوباره بدبختیامون داره شروع می شه  و ... آره دیگه ... متاسفانه باید با خوردن و خوابیدن و  خلاصه همه ی زیبایی های دنیوی خداحافظی کنیم  ... خداییش خیلی زود تموم شد نه؟؟ ... ...  فکرشا کن ... از چند روز دیگه درس و مدرسه و مدیر و معاون و دبیر و ... وای ... بلایای آسمانی    

 

اه ه ه ه ه ه ه ه ... پستو خراب کردم .... ولش کن



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در شنبه 1386/06/24

|

  

فیلم 1408

موضوع:

 

 

یه فیلم پیشنهاد می کنم بالا غیرتا ببینیدش .... ضرر نمی کنین

 

كارگردان: Mikael Hafstrom
بازيگران:
-       John Cusack در نقش Mike Enslin
-       Samuel L. Jackson در نقش Gerald Olin
-       Mary McCormack در نقش Lily Enslin
-       Tony Shalhoub در نقش Sam Farrell
-       Jasmine Jessica Anthony در نقش Katie Enslin
-       Paul Birchard در نقش Mr. Innkeeper
-       Margot Leicester در نقش Mrs. Innkeeper
زمان انتشار: 2007-06-22
رتبه: 7.6/10 (13,227 رأي)
ژانر: ترسناك - هيجاني
جوايز: يك بار كانديداي دريافت جايزه
سايت رسمي: www.1408-themovie. com
مدت فيلم: 94 دقيقه
 
 
 
 



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در سه شنبه 1386/06/06

|

  

مهمان ناخوانده

موضوع:

 

 

 

فکرشا کن چند تا مهمون سرزده از راه دور واستون بیاد .... ۳-۴ روز هم تلپ بشن ... خیلی

 هم شلوغ و مزخرف باشن ... ازشون هم متنفر باشی .... یکی دو تا بچه ی لوس هم داشته

 باشن که صبح تا شب بگن واسمون قصه بگو و اتاقتو نامرتب تر از قبل کنن .. هرکول هم باشن ..

 شکمو هم باشن .... همش هم باید ببریدشون گردش جوری که خودتون حالتون از گردش به

هم می خوره .... بعد حرفی هم از رفتن نزنن .... حالا حال منو درک کنین ....



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در سه شنبه 1386/05/23

|

  

گزارش تصویری ... پلمپ

موضوع:

 

 

 
گزارش تصويری:
 پلمپ واحدهای متخلف تولید مانتو در تهران
 
عکس ها: خبرگزاری دولتي فارس
برای مشاهده ی عکس ها روی ادامه ی مطلب کلیک کنید
 
 


 

ادامه مطلب...

نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/18

|

  

موضوع:

 

 

واقعا آدم از بعضی چیزا خیلی تعجب می کنه .... شاید چیزایی که من وتو را شگفت زده می کنه واسه اونی که اونور دنیا زندگی می کنه زیاد هم عجیب نباشه  و یا بر عکس.... اما گاهی کارایی که ما می کنیم جدا نوبرند ... شاید وقتی کسی را می بینیم که دیابت داره ولی همینجوری شیرینی میفرسته تو معده اش و بعدش یه مشت گلیبن کلامید بدون توجه به عوارضش  مصرف می کنه که خدای نکرده ......... خیلی تعجب نمی کنیم ... حتی گاهی می گیم خوب بیچاره هوس کرده دیگه .... مگه چند سال زنده است که خودشو محدود هم  کنه  .... یا مثلا می گیم به ما چه که کاسه ی داغ تر از آش بشیم ؟؟!!!! ...وقتی  خودش به فکر خودش نیست ما چیکاره ایم ... خداییش راست هم می گیما .... ما زندگی خودمونا کنیم و کاری به این کارا نداشته باشیم بهتره ..... اما بعضی وقتا این بی خیالی ها  به ضرر مون تموم می شه ....  منظورم اینه که آدم نباید همیشه سرشو مثل کبک ...........  حالا این مثال به ما مربوط نبود  ولی اگه کار اشتباه دیگران ما را هم درگیر کنه اونوقت ماجرا یه جور دیگه است ....... اون موقع به جای نشستن و تماشا کردن باید یه کاری کنیم .... وای به اون روزی که با این اوضاع دوباره راه بی خیالی را پیش بگیریم ... چه شود ؟؟!!!! .... هزار تا توجیه هم واسه خودمون داریم!!!!! ... وقتی هم میخوایم طرف نفهمه توجیه و این حرفاست مستندش می کنیم و می گیم به قول شکسپیر برای لذت بردن از زندگی کافیه کمی احمق باشی .... بعد اون طرف هم یاد می گیره و هزار جا دیگه چه معقول چه غیر معقول اینو استفاده می کنه .... این جوری نه خودمون از کارمون تعجب می کنیم نه اونی که اونور دنیاست ...

به همین سادگی ...................................



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/17

|

  

نقد

موضوع:

 

 

این دفعه دیگه نمی خوام راجع به سهمیه بندی بنزین چیزی بگم ... قضیه فیلم های ایرانیه ...

 

چند وقته اسیدی رفتم تو نخ این سریال هایی که از تلویزیون پخش می شه ....  جدا خدا را شاکرم که قبلا این فیلم های دره پیتو نمی دیدم .. واقعا هدفشون چیه این چرت و پرتا رو تو مخ ما می ریزن ؟؟؟؟ نه خداییش به نظر شما اینا اصلا ارزش دیدن دارن؟؟  می دونم واسه ساختنشون وقت و کار و هزینه ی زیادی صرف شده اما آخه مشکل دقیقا همینه.... همه شون موضوع های تکراری و مضحکی دارن .... از دیشب تا حالا که دیگه خیلی اعصابم خط خطیه .... واسه این سریاله ... راه بی پایان .....  انگاربا بقیه شون فرق می کرد.....  ولی دیشب که دوباره  این پسره منصور اصطلاحا خر شد واقعا نهایت تاسف بود.... البته خوب انتظارهم میرفت که اینجوری بشه ... یعنی اگه نمی شد شک برانگیز بود ... فیلم پرستاران را درنظر بگیرید ... بگذریم که به لطف دوبله ی جذابش کلی باید سروتهشو جمع و جور کنیم تا بفهمیم اصلا موضوع اصلیش چیه اما جدا اگه فیلم ایرانی بود عمرا میچ می مرد؟ ....ولی واقعا جای شکر داره که از فیلم های هندی یه پله جلوتریم .... به هر حال باید یه فکر اساسی کرد ... چون اینجوری پیش بره از هندی ها هم جا می مونیم



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/21

|

  

بازم بنزین

موضوع:

 

 

قضیه ی رستگاری قبل از ساعت ۱۲ و این حرفا را داشته باش ....

 



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در یکشنبه 1386/04/10

|

  

موضوع:

 

 

امروز آف ها را که چک می کردم هزار و پانصد مرتبه به این برخوردم :

فيلمهاي در حال اکران : به خاطر 1 ليتر بنزين - من ترانه 1000 ليتر بنزين دارم - رستگاري قبل از ساعت 12 امشب - رايحه خوش بنزين - ب مثل بنزين -علي بنزيني - بنزيني ها - بازي بنزين - مرد بنزيني - پسر بنزين فروش - دو کارت با يک بنزين- بنزين فصل- مي خواهم بنزين بزنم- ديشب بنزين زدم آيدا- سفر به پمپ بنزين- بازگشت بنزين- از ميدون تا پمپ بنزين- دزدان بنزين- سالهاي سهميه بندي

 

نتیجه گیری : ایرانیان عزیز در این حرکت جمعی و مثبت بسیار فعال وارد عمل شدند و در فرهنگ سازی بسیار به دولت کمک نمودند ....... بنابراین بنده ی حقیر وظیفه ی خود دانستم که در این پست از آنها سپاسگزاری کنم .... گر چه در مقابل این کار بزرگ .........



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در شنبه 1386/04/09

|

  

موضوع:

 

 

عجب....صبح داشتم فکر می کردم  این سهمیه بندی بنزین هم چه سرگرمیه باحالیه....همه در تکاپواند و هر کس نظر خاصی راجع به این مو ضوع داره ......اما وقتی یه کار حیاتی واسم پیش اومد و با هر آژانسی تماس گرفتم گفتند بنزین نداریم پس ماشین هم نیست کلی بد و بیراه به این سیستم جدید گفتم ..... حالا واقعا این سیستم خوبه یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟

 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در چهارشنبه 1386/04/06

|

  

مجددا بدبختی

موضوع:

 

 

عجب گیری کردیما.... این پروژه ی پاسکال هم واسه ما چه بساطی درست کرده ..... هر جاشو درست می کنی یه جای دیگه اش می لنگه .... آخه یکی نیست بگه بابا بی خیال ... به فرض محال این درست شد ... جناب x... بعدش چی؟؟؟ ... تو خودتو باهاش سرگرم میکنی؟ ... که چی؟ ... مگه دیگه سرگرمی تو دنیا نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ... شورشو در آورده .... خوب بسه دیگه... دلمون خوش بود که مثلا امتحانامون تموم شده...... اما انگار این رشته سر درازی داره.......

 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در جمعه 1386/04/01

|

  

رو به اتمام بدبختی

موضوع:

 

 

وای خدای من.... بالاخره این امتحانای لعنتی تموم شدن......البته این به این معنی نیست که مدرسه بی مدرسه.... چون دو ـ سه روز واسه پروژه پاسکال مدرسه منتظرمونه... به هر حال مهم اینه که تقریبا ۹۵ درصد بدبختی ها نابود شدن....به افتخار این پیروزی بزرگ آخر هفته با بروبچ یه جشن خفن ترتیب دادیم.... البته بنابه درخواست عده ای از عزیزان دانشجو زیاد اظهار شادی نمی کنم.... (ــ ایفای نقش صدا خفه کن ــ)....... بالاخره هر چی باشه ما باید در غم دوستان شریک باشیم دیگه نه؟؟....... راستی تعدادی از دانشجویانی که وضعیت بحرانی دارن از من و شما دوست محترم خواهش کردن که دعاشون  کنیم ...... البته من بهشون گفتم که ما دعاهامونو لازم داریم و خودمون تو ترافیکیم..... ولی ظاهرا این قشر خیلی بیشتر از ما پشت چراغ قرمزن... پس یادتون نره....... از طرف اونا ازتون تشکر می کنم.....

 



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در سه شنبه 1386/03/29

|

  

موضوع:

 

 

 

و اما نصیحتی به دانشجویان عزیز.....

       دانشجو گر عاشق شود بی پرده مشروط می شود.....چیزی شبیه آب هویج با کوفته مخلوط می شود....



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در یکشنبه 1386/03/13

|

  

عشقولانه

موضوع:

 

 

با اینکه قرار بود توی امتحانام آپ نکنم اما.........

چند تا از شما ها واسم میل زدید و درخواست  sms عاشقانه کردید.....با اینکه علاقه ای به این چیزا ندارم اما............  چند تایی واستون گذاشتم ...... روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.......



 

ادامه مطلب...

نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در یکشنبه 1386/03/13

|

  

فصل امتحان ها

موضوع:

 

 

سلام....... می خواستم بهتون بگم که تا پس از امتحان ها در اینجا تخته می شه..... آره دیگه یه مدتی راحتین...... امیدوارم همه ی ما توی امتحانامون موفق باشیم.....اسم خرداد ماه که میاد کهیر می زنم....واقعا از این ماه بدم میاد.........

 دانش آموزان عزیز و دانشجویان محترم واسه هممون آرزوی موفقیت می کنم........



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در چهارشنبه 1386/02/26

|

  

نمایشگاه چه خبر؟؟؟

موضوع:

 

 

سلام    .........   من برگشتم.........

       از نمایشگاه واستون بگم ........ امسال نسبت به پارسال تعریفی نداشت........ البته نه اینکه خوش نگذشت ... نه ......اتفاقا خیلی هم صفا کردیم........ جاتون هم خالی بود ......... اما خود نمایشگاه اندکی - (اندکی بیش از اندکی) –  بی نظم بود ....... هم از نظر مکانی ........ و هم........ هوا هم که افتضاح........گرم گرم........ تعداد زیادی ناشر داخلی و ناشر خارجی هم که احتمالا این اوضاع را پیش بینی کرده بودن تشریف فرما نشده بودن......... بی کیفیتی امسال نمایشگاه فقط نظر من و دوستام نیست...... بلکه عده ی کثیری از جمعیت اهل کتاب کشور و حتی مسافران خارجکی هم همین نظر را داشتن ............ به هر حال اگه حالشو داشتید یه سری بزنید...... کم و بیش می شه کتابهایی که می خواهید را پیدا کنید...



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در جمعه 1386/02/21

|

  

موضوع:

 

 

من فردا دارم میرم تهران ....نمایشگاه کتاب.......ممکنه چند روزی اینجا را آپ نکنم ......ببخشید.... فعلا......

 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در شنبه 1386/02/15

|

  

موضوع:

 

 

یه موقع یه نظری ندی ها........

 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در جمعه 1386/02/14

|

  

موضوع:

 

 



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در جمعه 1386/02/14

|

  

موضوع:

 

 

اخبارو  که شنیدین........  طرح مقابله با بد حجابی برای بار دوم آغاز شده ...........

چندتا عکس  از همین برخوردها براتون آماده کردم.........



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در جمعه 1386/02/14

|

  

موضوع:

 

 

اینم از دو تا  بچه ی تپل مپل....حداقل نظرتون را راجع به این دو تا بدید....



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در جمعه 1386/02/14

|

  

موضوع:

 

 

اگه بری پنجره ها بسته می شن

امید و ارزوم بی تو خسته می شن

اگه بری پروانه های دور شمع می سوزند و پرپرمی شن

اگه بری در به دری سراغمه

اگه بری دیونگی کنارمه

اگه بری نگاه من تو اوج حسرت می مونه

اما بدون ترانه هام بغز چشاتو می شکونه

اگه بری گم می شن ستاره هام

خوب می دونی عاشق ستاره هام

اگه بری حرفهای من تموم می شن

ارزوهای بی نشون یکی یکی دربه در می شن

دیگه حرفی ندارم از ته دل دوستت دارم

بزار بگم دوستت دارم تا اخرش

از اولین نگاه تو از اولین گناه من

از اخرین کلام تو تا اخرین پیام من

دوستت دارم



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در جمعه 1386/02/14

|

  

موضوع:

 

 

دیگه حوصله ام داره سر میره بابا یه نظری بدین دیگه

 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در یکشنبه 1386/02/09

|

  

عشق به معنای واقعی

موضوع:

 

 

مخاطب عشق شخص خاصی نیست. تو فقط عشق بورز و بگذار عشق کیفیت وجود تو باشد. عشق هیچ ارتباطی با روابط  شخصی ندارد

عشق باید چون رایحه باشد.گل رایحه اش را می براکندچه کسی بداند چه نداندحتی در دور دست ترین مناطق هیمالیا که رفت وآمدی وجود ندارد هزاران گل می شکفدو رایحه میبراکنند

عشق باید کیفیت وجود تو باشد.عشق بورز تا روزی خود عشق شوی.نه حتی عاشق  بلکه خود عشق.

آن روز روزراز گشایی بزرگ است روزی که قطره در دریانیست شود و دریا شود.



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در جمعه 1386/02/07

|

  

زیستن از نوع دیگر

موضوع:

 

 

خدا گفت: لیلی یک ماجراست ماجرایی اکنده ازمن ماجراییکه باید بسازید

                                                شیطان گفت: یک اتفاق است باید بیفتد

   انها که حرف شیطان را باور کردند نشستند ولیلی هیچگاه اتفاق نیفتاد

                                    مجنون اما بلند شد ورفت تا لیلی را بسازد   خداگفت: لیلی درد است درد زدایی تو تولدی به دست خوشتن

                                  شیطان گفت: اسودگی است خیالی خوش

 خدا گفت لیلی رفتن است عبور است و رد شدن

شیطان گفت: ماندن است وفرو رفتن در خود

خدا گفت:لیلی جستجوست نرسیدن است نداشتن وبخشیدن

شیطان گفت: خواستن است گرفتن وتملک

خدا گفت: لیلی سخت است دور است...دیر است

شیطان گفت: ساده است همین جایی  ودم دست....و دنیا اکنده شد از لیلی های ساده هر جایی...لیلی های نزدیک لحظه ای

خدا گفت: لیلی زندگی است... زیستنی از نوع دیگر

... ولیلی جاودانه شد...شیطان هم دیگر نبود

مجنون زیستن از نوع دیگر را برگزید.

....و می دانست که لیلی تا ابد طول خواهد کشید

 



 



نويسنده: نسرین

 
نوشته شده در جمعه 1386/02/07

|

  

 

 

Ø منوی اصلی Ø

 

 

 صفحه نخست
با من کاری نداری ؟
آرشيو مطالب


درباره وبلاگ

 



A life spent making mistakes is not only more honorable, but more useful than a life spent doing nothing. --George Bernard Shaw

 

 

Ø آرشيو مطالب Ø

 

 


شهریور 1388

فروردین 1387

بهمن 1386

آبان 1386

مهر 1386

شهریور 1386

آرشيو

 

 

Ø پيوندها Ø

 

 

 
پیرغار

pireghar(امیر)

کافه عکس

مرکز مشاوره تخصصی کنکور

واسه طرفدارای ماهسون

عاشق دل شکسته

هاگوارتز

چند تا سمپادی

آفتاب گردون

محشل نینی

جورواجور

سمپاتوق

وبلاگ آرزوها

نهیق

همه چیز در مورد هری پاتر

برای توست که می نویسم

وقت گذرونی

پاس کمری

 
قالب ساز



 

 

¤ قالب ساز ¤

 

 

ساخت و ويرايش قالب توسط

قالب ساز 

©raz¥Full

 


 <||Copyright © 2006 - Designed By : ©raz¥Full All Rights Reserved ||>